نامه سرگشاده جامعه اسلامی دانشجویان ارومیه
پیکار حق و باطل زمان نمی شناسد. تا دیروز تاریخ، صفین و جمل در راه بود و امروز ما، همان فضای غبارآلود فتنه. فتنه ای کور که حتی خواص انقلاب را هم دچار خطای دید کرده است. امروز هر چند گره این فتنه کورتر، گشودن آن آسان تر. چه آن که تاریخ را داریم و عبرت های آن، که از پهنای صفین تا عمق عاشورا کشیده شده است.
دوستان گرامی! امروز 6 ماه از دهمین انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران می گذرد. انتخاباتی که عده ای، عظمت 85 درصدی آن را با پرطمطراق کلمه ای به نام "تقلب" شهید کردند و دموکراسی مورد ادعایشان را به ما نشان دادند و ما را در تناقض دموکراسی؛ هم آری، هم نه (؟!؟) حیران نگاه داشتند. البته می دانیم گاه واقعیت آن قدر نسبی می شود که است.
هر چه باشد انتخابات تمام شد و باید همه دست به دست هم میدادیم و شروع به ساخت مملکت خویش میکردیم، اما...
حوادث پس از انتخابات، حوادث قابل تأملی است که در آن نمودهای بارزی از عمل بر خلاف شعارها و ادعاها، تدین بدون بصیرت، گسترش فضای فتنه و غبارآلود شدن هوای جامعه مشاهده شد.
دوستان عزیز انجمنی! موضع گیری های شما که به پیروی از سران سبزپوش زرد اندیشتان انجام می شود، موجی از عدم همدلی زبان و عمل و اندیشه هایتان را نشان داد که روز به روز، به دورویی آشکارتری مبدل می گردد. استادی به ما می گفت دانشجو نباید نردبان ترقی احزاب و گروه ها باشد؛ باید دلبسته ی آرمان ها و ارزش ها باشد.
شما تابع و پیرو جریانی شده اید که یک روز می گوید« قانون به شکل صوری هم که شده باید رعایت گردد» اما امروز به هیچ کدام از قوانین موضوعه ی کشور پایبند نیست. مگر شورای نگهبان را قانون اساسی برای حفاظت از خود و حق مردم تعیین نکرده و سازوکار انتخاب اعضای آن را معین نکرده است؟ پس چرا در مقابل آن می ایستند؟ یعنی قانون اساسی را قبول ندارند؟ وگرنه باید بنا به ادعای خودشان به صورت صوری هم که شده به قانون اساسی پایبند می بودند.
این یک نمونه از بیشمار قانونی است که در طول این 6 ماه آن را جزء قانون به حساب نیاورده اند.
شما تابع جریانی شده اید که مدعی پیروی از خط امام هستند اما از ابتکار امام راحل، در دفاع از مردم فلسطین که روز جهانی قدس است، علیه ملت فلسطین استفاده می کنند و به جای مرگ بر اسرائیل شعار مرگ بر روسیه سر می دهند، هر چند هم مرگ بر اسرائیل و هم مرگ بر روسیه! دوستان گرامی! هدف ایشان مرگ بر روسیه هم نیست؛ بلکه اگر
روزی به قدرت برسند، یک دستشان در دست روسیه است و دیگری در چنگال آمریکا. آنان حتی آن وسط به احکام اسلام نیز رحم نمی کنند و با روزه خوری علنی خود داغ تازه ای بر جگر امت مسلمان باقی گذاردند.
البته یادمان هست که ایشان امام را به موزه ی تاریخ سپردند و از آن زمان هر از گاهی او را از موزه در آورده و به آن افتخار می کنند. پیرو استفاده از نام امامند و نه راه امام!
شما تابع جریانی شده اید که سران ظلم و استکبار جهانی با بهره گیری از جارچی های خوش سابقه ی خود مانند BBc، VOA،CNN، رادیو فردا و... از آن حمایت می کنند.
شما تابع جریانی شده اید که پاره شدن عکس امام راحل عظیم الشأن ما، پیرو راه انداختن معرکه ی 6ماه شان است؛ آن گاه در مقابل آن سکوت می کنند و به جای محکوم کردن کار، اصل قضیه را انکار می کنند.
هم کلاسی های انجمنی! تا هنگامی که پیرو این جریان هستید، از این جریان محسوب می شوید. پس به جامعه ی دانشگاهی پاسخ بدهید دلیل قانون شکنی های جریان شما چیست؟ دلیل روزه خوری علنی روز قدس چیست؟ دلیل حذف اسلام از شعار جمهوری اسلامی چیست؟ دلیل حمایت همه جانبه ی ظالمان عالم از جریان شما چیست؟
شما برادران سابق ما در انجمن اسلامی به یاد دارید که در ماجرای هتاکی وقیحانه و نابخردانه به نوه ی امام چه سینه ها که چاک ندادید و چه جامه ها که ندریدید و چه اشک ها که نریختید و چگونه با جنجال مطبوعاتی توهین کنندگان و تمامی افراد منتسب به آن ها را از دم تیغ گذراندید؟ حال شما را چه شده است که در قبال توهین به جد سید حسن- یعنی پیر مراد همه ی ما حضرت روح الله- در چنین سکوت مرگ بار و معناداری فرو رفته اید، نمی خواهید که بگویید ارزش امام و اندیشه های زلال او از نوه ی ایشان کمتر است؟ اکنون به جامعه ی دانشجویی پاسخ دهید دلیل توهین جریان سبز به امام راحل عظیم الشأن ما چیست؟ چنان چه ادعا می کنید که این هتاکی از سوی شما انجام نشده، چرا همچون ماجرای توهین به نوه ی امام این عمل سخیف را محکوم نکرده، از عاملان آن اظهار برائت نکردید؟؟ (شایان ذکر است در ماجرای اخیر توهین به رهبر کبیر انقلاب اسلامی با وجود دعوت رسمی از مسئولین انجمن اسلامی برای حضور در جلسه تهیه پیشنویس بیانیه مشترک در کنار دیگر تشکل های دانشجویی برای محکومیت این عمل شنیع ، انجمن اسلامی تصمیم به سکوت در این ماجرا گرفت.) با این تفاسیر به نظر می رسد اکنون انجمن شما باید به تمام دانشجویان متعهد و دلسوز به آرمان ها و ارزش های انقلاب اسلامی پاسخ بگوید، یا از ادعای پیروی از خط امام و اسلامی بودن پسوند خود دست بکشد. البته اگر نمی خواهید سر خود را در برف فرو برده، با این استدلال که شما به هیچ کس پاسخ گو نیستید، ساکت بمانید.
والسلام علی من اتبع الهدی
جامعهی اسلامی دانشجویان دانشگاه ارومیه
بیانیه بسیج دانشجویی در محکومیت سکوت ننگین
چندی است جریانی مرموز در جامعه در راستای تحقق
اهداف شوم استكبار روند فتنه را دنبال میكنند و در پی حذف شعائر دینی و
انقلابی از جامعه هستند. میتوان از آن جمله به اختصار به روزهخواری
علنی ، سر دادن شعار به نفع اسرائیل و علیه فلسطین در روز قدس، حذف قید
اسلامیت از شعار " استقلال ، آزادی ، جمهوری اسلامی " و سایر شعارهای
استكبار پسند در روز 13 آبان اشاره كرد. تا این حد كه در این ایام ،
وقاحت و بیشرمی را به غایت رسانده و دست به هتك حرمت تمثال مبارك حضرت
امام (ره) زدند.
از آنجا كه مقام معظم رهبری در بیانات خود فرمودند: «
دانشجوها موظف اند در محیط دانشگاه افرادی را كه منشأ فسادند، بشناسند و
دیگران را آگاه كنند » ، بر خود واجب دانستیم برخی نكات را با جامعهی
دانشگاهی در میان بگذاریم:
آنچه كه امروز بسیار سؤالبرانگیز است، سكوت شرم آور بعضی جریانات مدعی خط امام و برخی عناصر وابسته به آنها در دانشگاه است.
حال
كه غبار فتنه فرو نشسته و به لطف روشنگری های مقام عظمای ولایت ، نقاب از
چهرهی مخالفان اسلام و انقلاب فرو افتاده است، آنان برای سكوت معنیدار
خود چه توجیهی دارند؟
مگر امام خامنه ای نفرمودند:« آن كسی كه برای
انقلاب، برای امام، برای اسلام كار میكند، به مجردی كه ببیند حرف او ،
حركت او موجب شده است كه جهتگیری علیه این اصول به وجود بیاید، فوراً
متنبه میشوند. وقتی شنیدند كه از اصلیترین شعار جمهوری اسلامی-"
استقلال، آزادی ، جمهوری اسلامی "- اسلامش حذف میشود، باید به خود بیایند
، باید بفهمند كه دارند راه را غلط میروند ، اشتباه میكنند ، باید تبری
كنند و ... »
1- آیا این سكوت نتیجهی تأیید آنان نسبت به وقایع اخیر
میباشد؟ در این صورت، تكلیف معلوم و مشخص است كه نیاز به هیچ توضیحی
ندارد و فرزندان انقلابی روحا... و سربازان مخلص سید علی در دانشگاه،
وظیفهی خویش را نیك از بر اند.
2- آیا ساده لوحانه به تبع ادعاهای
بعضی، این قضیه را مشكوك میدانند؟ به فرض صحت این ادعا، آیا برائت از
اصل واقعه با صرف نظر از عاملین آن، کمترین انتظار جامعه دانشگاهی از آنها
نیست؟ و آیا مشكوك دانستن این قضیه، مجوزی برای سكوت خواهد بود؟
3- آیا
منتظر اعلام موضع دفتر تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) هستند؟ آیا بعد از
فرمایشات ولی امر مسلمین جهان در این مورد، دیگر جایی برای حرف و حدیث
دیگران باقی میماند؟
با این اوصاف، سكوت و عدم اعلام موضع در این
شرایط هیچ معنایی جز رضایت به وقایع پیش آمده و همراهی با فتنهگران ندارد
و فاقد هرگونه توجیه عقلانی است. در این شرایط ضروری است كسانی كه در
دانشگاهها تریبون در اختیار دارند و راجع به مسائل خرد و كلان اظهار نظر
میكنندو در مسائل بسیار ناچیز تر از این یقه ها چاک داده و گلوها پاره
کرده اند ، جهت رفع ابهام و شبهه ،سكوت معنیدار خود را شكسته و موضع صریح
خود را دربارهی این امر مهم ابراز دارند و خود را ملزم به پاسخگویی به
جامعهی دانشگاهی بدانند.
عده ای می خواهند با باد دهان مشعل خدا را خاموش کنند
پس از آن دکتر عبدالله فاتحی از اساتید دانشگاه و عضو بسیج اساتید استان ب با بیان این جمله که عده ای می خواهند با باد دهان مشعل خدا را خاموش کنند در حالی که کور خوانده اند و درخت ولایت هر روز تنومند تر از قبل خواهد شد.
دانشگاه علوم پزشکی بوشهر یکی دیگر از سخنرانان در این تجمع بود که با اعلام نفرت و انزجار و خشم از این اقدام وقیحانه از حضور به موقع و آگاهانه دانشجویان بیدار و آگاه تشکر کرد.
در ادامه چند تن از دانشجویان حاضر به نمایندگی به بیان دیدگاه های خود در مورد این اقدام پرداختند. قرائت بیانیه جنبش عدالتخواه دانشجویی آخرین بخش از این مراسم بود.
همچنین در حاشیه این مراسم طوماری که در آن از قوه قضائیه خواسته شده بود با سران فتنه برخورد شدید کند،توسط دانشجویان و دیگر اقشار حاضر امضا شد.
حجاب نمادی از جنگ تمدن ها
چندی است که مسئلهی حجاب زنان مسلمان در غرب محل چالش دو تمدناسلام و غرب شده است. اخیراً در چند کشور اروپایی حجاب را در مدارس یا ادارات دولتی ممنوع کردهاند و با انتشار صدها مقاله در جراید غربی به شدتحجاب را مورد تاخت و تاز قرار دادهاند.
مسئلهی حجاب برای اوّلین بار نیست که صحنهی هماوردی تمدن غرب وتمدن اسلامی قرار میگیرد، لااقل در سه کشور اسلامی ترکیه، افغانستان و ایران خودباختگان سیاسی که از تمدن شرقی خود احساس حقارت میکردند تنها راهجبران عقبماندگیهای ذهنی و عینی را شبهمدرنیسم میدانستند؛ خصوصاً درایران مسئلهی حجاب به جدایی آشتیناپذیر بین نیروهای مذهبی و پهلویها گردید. قبل از آن نیز در دورهی مشروطیت عدهای از غربزدگان حجاب اسلامی رامورد تاخت و تاز قرار دادند و آزادی و بالندگی زنان را در بیحجابی منحصرمیدیدند. آنها دهها مقاله و هجونامه را برای بیاعتبار کردن حجاب اسلامی منتشرکردند و در مقابل اسلامگرایان دهها رساله در وجوب حجاب و پاسخ به شبهاتپیرامون آن تولید کردند.
امروز همین مسئله در غرب در حال تکرار شدن است، در ماههای اخیر دههامقاله توسط روزنامههای پرتیراژ غرب علیه حجاب اسلامی منتشر شده است. بهنمونههایی از این مقالات که فقط در ماه نوامبر منتشر شده است توجه کنید.
حزب طرفدار آزادی هلند خواستار ممنوعیت استفاده از روسریتوسط زنان مسلمان در این کشور شد (روزنامه اکونومیست، مقالهیدشمنی در داخل، 23 نوامبر 2006)
ذهن انسان با حجاب چگونه کار میکندـ حجاب نماد ظلم به زنمحسوب میشودـ زنان مسلمان آلمان از حجاب چشمپوشی کنند.(تاگس سایتونگ، مقاله حقایق و پیشداوریها، 30 اکتبر 1385)
قرآن زنان مسلمان را به حجاب ملزم نمیکند (واشنگتن تایمز،مقاله خیزش مذهب در غرب، 23 نوامبر 2006)
حجابی که زنان برای تمایز و تأکید بر پستی آنان تحمیل شده استتاریخچهای کهن داردـ اسلامگرایان که از حجاب یک فریضهی دینی ویک دستور خدا میسازند بسیار جدید استـ لیلا بابس در کتاب خودثابت میکند که حجاب یک فریضهی دینی نیست چه برسد به یکآداب مذهبیـ هیچ متن مذهبی حتی قرآن، هیچ رأی فقهی یا هیچمفسر قرآن پذیرفته شده هرگز این هنجار را معنوی توصیف نکردهاستـ این گفتهی اصولگرایان که حجاب را از حیطهی اخلاق جنسیبه یک اصل دینی تبدیل کردهاند، لباس دروغین پوشاندن به دیناست. (لوتان، مقالهی حجاب پنج هزار سال فرمانبرداری، 21 نوامبر2006)
اینها نمونههایی از مقالاتی است که فقط در ماه نوامبر در غرب منتشر شدهاست. مسئلهی ممنوعیت حجاب در کشورهای غربی و مدعی دمکراسی ما را بهیاد عملکرد مستبدین تاریخ شرق، رضاشاه، کمال آتاتورک و امانالله خان، شاهافغانی میاندازد و مجدداً حملات غربگرایان ایرانی و ناسیونالیستهای ترک راعلیه حجاب در اذهان زنده میکند. با این تفاوت که در گذشته میدان پیکار علیهحجاب کشورهای اسلامی بود و اکنون این مصاف در کشورهای غربی روی دادهاست و این نشان میدهد که تمدن غرب دیروز در حال تهاجم بود و اینک تمدناسلامی دست به تهاجم زده و غرب در حالت تدافعی به سر میبرد.
شاید امروز مسئولیت اسلامگرایان در تبیین مسئلهی حجاب مسئولیتی مضاعفشده؛ چه این که اگر از این نماد اسلامی پشتیبانی فکری نشود، چه بسا از پیشرویباز ماند و در زیر حملات دفاعی غرب ناچار به عقبنشینی یا تسلیم شود. از اینجهت نکاتی چند برای تبیین حجاب ضروری است:
1ـ حجاب در اسلام هرگز نماد ظلم به زن یا برای تأکید بر پستی بر زنان تحمیلنشده است. شما در هیچ یک از متون مقبول اسلامی چنین تعبیر یا اشارهاینخواهید یافت؛ بلکه دهها متن دینی حجاب را نمادی از حرمت، احترام و عزّت زنمسلمان معرفی میکند.
جالب این است که حتی' مسئلهی حجاب تنها بر مبنای ملاک تمایلات جنسیواجب نشده است. به همین جهت فقها با این که نگاه کردن مردان را به زنان نامحرمحرام میدانند؛ ولی نگاه به زنان غیر مسلمان که حجاب را امری لازم نمیدانند و زنان مسلمانی که بیمبالات هستند و خود حرمت خود را نگه نمیدارند جایزمیدانند (آیتالله خویی، منهاجالصالحین، ج 2، ص 259). بعضی علت این جواز را پاس نداشتن زن از حرمت خود داشتهاند.
و باز به همین جهت است که فقها فتوا دادهاند که نگاه به تصویر زن مسلمان و آشنا حرام است؛ ولی نگاه به تصویر زنی که متهتک است و خود حرمت خود را پاسنمیدارد جایز است. (امام خمینی، تحریرالوسیله، ج 2، کتاب النکاح)
2ـ شکی نیست که اسلام برای حفظ کانون خانواده وظایف زنان و مردان را برمبنای طبیعت هر کدام مشخص کرده است و به عبارتی از زن وظیفهی زنانه و ازمرد خدمت مردانه خواسته است. به همین جهت از مرد و زن خواسته است تا درمسئلهی پوشش و لباس هر کدام هویت خود را حفظ کنند. در واقع اسلام به پیروانخود تأکید میکند که هیچ تفاوتی در ارزش انسانی زن و مرد نیست و باید هیچ کداماز جنسیت خود احساس حقارت و از خودبیگانگی نکنند. به همین علّت اسلامپوشیدن لباس مردانه را برای زنان و لباس زنانه را برای مردان حرام میداند و حتی' نماز خواندن زن در لباس مردانه و نماز خواندن مرد در لباس زنانه را باطل میداند. (عروةالوثقی، ج 1، فی شرایط المصلی، مسئلهی 42)
3ـ حجاب اسلامی یعنی پوشیدن تمام موهای سر و تمام بدن به جز صورت ودستها تا مچ و پاها تا مچ از ضروریات فقه اسلامی است؛ تمام فقهای اسلام سنیو شیعی همه بر وجوب آن فتوا دادهاند و همهی مفسرین اسلامی شیعه و سنی درذیل آیهی 31 سورهی نور و آیه 59 سورهی احزاب دو حکم پوشیدن گلو و سینه باروسری و پوشیدن جلباب یا شال و مقنعهای که سر و سینه تا نیمتنه را میپوشاند رابه معنای وجوبی و امر الزامی گرفتهاند (آلوسی، تفسیر روحالمعانی، ج 22، ص 88و طبرسی، مجمعالبیان، ج 4، ص 369). تاکنون هیچ فقیه و مفسری فتوا یا تفسیر وقرائتی که دلالت بر غیر الزامی حجاب باشد از خود صادر نکرده است. این ادّعایعجیبی است که جراید غربی نقل میکنند که اسلام حجاب را الزامی نکرده است. واین نیز باید افزوده شود که در اسلام بین اخلاق عملی و الزام فقهی هیچ تفاوتینیست. اگر غیبت، تهمت، تجسس، سرقت، خیانت، زنا، چشمچرانی، از لحاظاخلاقی امری ناپسند هستند، از لحاظ فقهی نیز امر ممنوع و حرامی هستند. بنابراینادّعای روزنامه لوتان که حجاب را در حیطهی اخلاق جنسی و خارج از محدودهییک اصل دینی تعریف کرده است، نشان از ناآگاهی نویسنده به اسلام است.
راستی جای تعجب است که غرب از شکستن حرمتهای خانوادگی و متلاشیکردن کانون خانواده چه سودی برده است که همچنان بر این تجربهی تلخ پافشاریو استدلال میکنند؟! در آخرین سرشماری که مؤسسهی تحقیقات اجتماعی(O.N.S) ارایه داده از هر سه نفر کودک متولد شده در اروپا یک نفر آنان نامشروعاست. آیا آیندهی اروپا با این همه انسانهای بیاصل و نسب که هیچ شیرازهای ازمحبت خویشاوندی آنها را به یکدیگر پیوند نمیزند چه خواهد شد؟ آیا درآیندهای نه چندان دور اروپا به دانههای از هم گسیخته تبدیل نخواهد شد؟
البته پاسخ دیگر جامعهی اروپا قطعاً رویآوری به اسلام خواهد بود.
سال گذشته از ده هزار زن ایتالیایی که اسلام آورده بودند و با مسلمانان ازدواجکرده بودند، وقتی سؤال شد چرا؟ آنها چند پاسخ همانند دادند: جوان مسلمان ازهمسر خود چون شیئی مقدس حفاظت میکند ـ مسلمانان بیشتر پایبند بههمسرانشان هستند ـ مسلمانان به عشق وفادارترند ـ در خانوادهی اسلامی آرامشحاکم استـ معنای زندگی و عشق را دوباره باز یافتهاند و...
همان ها که گویند ما یار تو! / چرا پاره کردند رخسار تو؟

«الا گل گجایی که راز دلی»
بگوید به بانگ حزین بلبلی
فدایت شوم! قامتت احمدی است
جمال رخت از حق سرمدی است
دمیدی به دنیا، چنان کرده ای!
«اذا زلزلت» را عیان کرده ای
همان ها که گویند ما یار تو!
چرا پاره کردند رخسار تو؟
کجایی اماما! که سنگین دلم
به میهن خس و خاک و چرکین دلم
به جان مهر تو ریشه کرد، ای امام!
جهان در تو اندیشه کرد، ای امام
منافق عیان کرده رخسار خود
فریبی دهد یاور زار خود
به رویم عیان از رهت گفته است
تو گویی که شرم و حیا رَفته است
چنین ناکسان خط زیبای تو
چو بازیچه دیدند بی رای تو
که با دشمن دین و ایمان ما
صدایی یکی آورند، آنِ ما
همان ها که مردی ز کف داده اند
به چادر سیه، خویش واداده اند
نه مجدی ز اسلام دانند چیست
نه بو از توکل، -بگردند نیست!-
نه میزان شناسند و نه رأی را
نه آزادی و میهن و ننگ ما
به بی بند و باری چنان رفته اند،
که دست زنان، دست بگرفته اند
ندانند ایران سرای من است
به راه تو فردا برای من است
ندانند ننگ است دانشگهی
شکسته در افتد ز بیم کَهی
اماما! بگویند صبری کنید!
مباد اغتشاش من ابری کنید!
چو اسم دموکراسی آورده اند
رضاشاه را در بهشت برده اند!
رخ هیتلر نازنین شد سفید!
که اینگونه دیکتاتوری را ندید!
شکستن همه شیشه ی بانک ها
برفتن چو گردانی از تانک ها
از آن هم وقیحانه تر می روند
بسیجی ایران شرر می زنند
اماما! دلم خون شد از دستشان
کنون کار بیرون شد از دستشان!
به «سید علی» ناروا گفته اند
دل هر بسیجی برآشفته اند
اماما! بگفتی به امروز فرد
نگه کن شناسی تو نامرد و مرد
دگر صبر و طاقت ز ما برده اند
و بی آبرویند و در پرده اند
مبادا که روزی به بانگ جلی
به صوت جلایی ز «سید علی»
بسیجی قیامی کند ضدشان
به مستی زند هفتصد حدشان!
بسیجی همان یاور رهبری است
که راهت اماما! ره حیدری است!
م.س. (غرقه)
ورودی 87
تبلیغات 
